تبليغاتX
یک خبرنگار آریایی
یک خبرنگار آریایی
روز نوشته یک خبرنگار آریایی

چابهار شهر بهار

سفرهاي زيادي به جنوب داشتم بوشهر بندرعباس كيش قشم آبادان خرمشهر . اما اين بار با همه دفعات ديگه فرق داشت نمي دونم چه حسي بود اما هرچي بود غريب بود يك بغض عجيبي گلوم رو به هم مي فشرد

دلتنگ بودم. چابهار! اسم قشنگيه نه؟ هواش خيلي گرم بود اما گرماش آزارم  نميداد مني كه از گرما بيزارم

احساس مي كنم اين شهرخيلي تنهاست كسي بهش فكر نمي كنه انگار كسي دوستش نداره انگار ايرانيا با اين شهر غريبند درسته كه خيلي دوره اما دورتر از كيش كه نيست دورتر از بندرعباس يا شهرهاي ديگه كه نيست چرا كسي فكر نمي كنه كه اين شهر هم مي تونه يك شهر توريستي خيلي قشنگ باشه چرا به اين فكر نمي كنيم كه از عظمت و زيباييش استفاده كنيم. چرا همش فكر مي كنيم كه هيچ جا مثل شمال نمي شه و به محض اينكه چند روز تعطيلي پيدا مي كنيم بارو كولم رو به سمت شمال مي بنديم.

مگه حتما بايد چابهار رو به جهان بشناسونيم در حالي كه خودمون هيچ شناختي از اين شهر نداريم

آب درياي چابهار به خاطر آزاد بودنش خيلي قشنگه اما با همه زيبايي هاش خيلي تنهاست

وقتي كه مي خواستم از اين شهر برم احساس خوبي نداشتم

 

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 5:3 PM |

نخود هر آش یعنی چیه؟

سلام

امروز می خوام درباره نخود هر آَش براتون بنویسم تا به حال درباره این موضوع باخودتون فکر کردید مسلما دور و اطرافتون تا دلتون بخواد آدمهایی که دارای این خصلت باشند فراوونه اما در موردش زیاد فکر نکردید.

از قدیم الایام کسانی بودند که بدون اینکه دعوت به صحبت و یا نظر دهی بشن خودشون رو وارد قضایایی می کردند که اصلا به اونها ربطی نداشت و پیش خودشون فکر می کردند که این نوع عملکرد نشون دهنده اطلاعات و توانایی بسیار بالاشونه اما غافل از اینکه این اقدام باعث می شد از اونها به عنوان ادمهای مزخرف و یلخی یاد بشه البته این افراد در گذشته تعدادشون خیلی کم بود چون ویژگیهای افراد به گونه ای بود که از اینکه از طرف دیگران ضایع شدن براشون بسیار سنگین بود اما متاسفانه امروزه شرایط جوری شده که این ادما رشد بکنن و تعدادشون بسیار زیاد بشه و از اینکه مورد توهین و تحقیقر دیگری قرار بگیرند هراسی ندارند و همچنان به کارشون ادامه می دهند و حاضرند توی هر کاری نظر بدند

در واقع معنی این جمله اینه که از نخود رو می شه توی هر آشی استفاده کرد اما نه به منزله اینکه این نخود مختص این آشه حتی می شه ازش استفاده هم نکرد حالا در مورد آدمها هم باعث می شه که توی یک بخش و یک حیطه خاص شاخص نشده و حرفه ای بار نیاد.

راستی نظر شما راجع به این جور آدما چیه؟

امیدوارم که شما دارای این خصیصه نباشید. البته یک چیزی بگم کسب اطلاع و افزایش اطلاعات عمومی درباره موضوعات مختلف اقتصادی سیاسی و اجتماعی. . . به منزله دخالت در هر کاری نیست ها.

یک وقت اشتباه نکنید. منظورم چیزی دیگه است که مطمئناٌ خودتون می دونید

 

 

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 12:51 PM |

كولاك و يخبندان در جاده هاي كشور
|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 5:4 PM |

 

 

 

گرفتار شدن خودروها در آزادراه زنجان به قزوين

 

ما همیشه عادت داریم که همه تقصیرها رو به گردن دیگران بندازیم و دائم به همه چیز  گیر بدیم البته من نمی گم که دولت مقصر نیست و همه کارهاش به نحو احسن داره انجام میشه ولی یکم باید خودمون هم رعایت کنیم حالا که این اوضاع پیش اومده و ضعیت کشور توی این برف و بارون یکم بهم ریخته ما هم با یکمی همکاری قطعا می تونیم جلوی بسیاری از مشکلات احتمالی رو بگیریم

به عنوان مثال همه ما می دونیم که در حال حاضر وضعیت جادهها مناسب نیست و بسیاری از راهها بسته و یا با مشکل مواجه شده ولی باز می بینم که بسیاری از دوستان و هموطنان با تعطیل شدن این چند روزه برنامه سفر می ریزند و به سفر می رن بابا یکی نیست به اینها بگه که عقلتون کجا رفته اتوبانی که یکی دو ساعت پیش با هزار بدبختی باز شده و قراره که از آخر هفته دوباره با بارش برف و کولاک مواجه بشه چرا می ری سفر که بعدا با مشکل مواجه بشیو داد برآری که این چه وضعیه و چرا هیچ کسی به داد ما نمی رسه و اوضاع قاراش میشه 

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 4:47 PM |

از اینکه نمی تونم مثل شماه وبلاگ نویسان حرفه ای به موقع وبلاگم رو به روز کنم و دیگر اینکه شماها از روی لطف و محبتتون هرازگاهی به وبلاگم سر می زنید با مطلب جدیدی مواجه نمی شید و توی دلتون به من می گید تنبل، عذرخواهی می کنم

چند روز پیش داشتم حرف می زدم یهو آذر یکی از همکارام بهم گفت به جای اینکه اینقدر حرف بزنی تنبل وبلاگت رو به روز کن البته همین موضوع باعث شد خجالت بکشمو کمی به خودم بیام

واقعیت امر اینه که من خیلی سرم شلوغه در واقع الکی شلوغه

جالب اینجاست از اون روزی که تصمیم گرفتم وبلاگم رو به روز کنم بلاگفا دچار مشکل شده مثل اینکه قسمت نیست

 

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 3:57 PM |

جلوتر از دماغت رو ببین های باتوام!

متاسفانه یک موضوعی که اخیرا توی جامعه رواج پیدا کرده اینه که، جوونای ما الکی اعتماد به نفسشون رو بالا می برند و فکر می کنند اعتماد به نفس بالا یعنی اینکه  در حال حاضر توی همه کارها موفقن اما این نتیجه عکس در پی داره چرا که ممکن به این دلیل حس کنی چیزی کم نداری و همه اعمالت راضی کننده است و اون موقع است که مرگ انسان فرا می رسه چون که دیگه در پی ارتقا خودت و کارهات نیستی.

جالبه چند وقت پیش یک جمله زیبا از زبون فرهاد آییش شنیدم اون می گفت که پیکاسو وقتی که کارهاشو رو کارشناسی می کنی می بینی که توی هر کدوم از اثرهای هنریش که اعتماد  به نفس نداشته و با شک و تردید اون اثر رو خلق می کرده نوآوری وجود داره و به هیچ وجه قابل مقایسه با سایر اثاری که با اعتماد به نفس بالا خلق شده نیست.

البته می تونیم بگیم که اعتماد به نفس زیادی برای کسانی که چیزی توی چنته ندارن راهیه برای جلوگیری از کم آوردن حال هی بگو بابا خیالات ورت نداره خبری نیست

البته نام این نوع اعتماد به نفس قلابی اعتماد به نَفَسه که با متواضع بودن یک انسان در هر شرایط فکری و روحی چند اتوبان فاصله داره

این رو برای کسانی نوشتم که فکر می کنند هیچی از بقیه کم نداره و حاضر نیستند جلوتر از دماغشون رو ببینن

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 6:15 PM |

گلی دیگر از بوستان رسانه چیده شد

یک روز مونده بود به سالگرد سقوط سی ۱۳۰ و از دست دادن همکاران عزیزمون به سوگ مریم یکی دیگه از فعالان عرصه خبر نشستیم

امروز هفت روزه که مریم خبرنگار ازبین ما رفته

به مناسبت شب هفت مریم با بچه ها به دیدن خانوادش رفتیم خواهرش از مریم برامون گفت بچه ها در عین حال که به عکسش نگاه می کردند اشک می ریختند نه به خاطر اینکه از بین مارفته چرا که رفتن برای همه ماست بلکه به خاطر مظلومیتش.

10 سال حق التحریر کار کرد 10 سال تلاش کرد اطلاعاتش از همه کسایی که ادعا می کنن بالاتر بود کتابهای زیادی برای افزایش اطلاعاتش در زمینه دفاع از حقوق بشر می خوند. همیشه با عشق قلم زد 

 به مدت 7 ماه توی یکی از این روزنامه های اقتصادی قلم زد در آخر هم بدون اینکه حق و حقوقش رو بهش بدن از اونجا هم اومد بیرون.

ولی این حرفها چه فایده چرا تا وقتی که زنده بود هواشو نداشتیم و قدرش و ندونیستیم حالا همه فقط حرف می زنیم که حقش رو خوردند

آروم و مهربون بود با ظاهری کاملا ساده و بی غل و غش.  خواهرش با بغزی که جرات شکستن نداشت از خوبیهاش برامون می گفت البته این اعتقاد همه همکاراشه، به خبرنگاری عشق می ورزید اما انگار زمونه باهاش یار نبود بدون اینکه کسی متوجه بشه سرشو خیلی آروم روی زمین گذاشت همه رو داغدار کرد و با این حرفه برای همیشه خداحافظی کرد.

درسته که دیگه از میون ما رفته اما یادش همیشه در دلها باقی می مونه مریم جان روانت شاد. اینو بدون که همه همکارات و اونهایی که تو ازشون دفاع کردی هیچ وقت تو رو فراموش نمی کنن.

برای شادی روانش دعا کنیم

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 10:24 PM |

خبرنگار: پاسدار منافع مردم

 

با توجه به نفوذ مستقیم روزنامه نگاری بر افکار عمومی ، هدایت آن نبایدصرفا به نیروهای اقتصادی سودجو و کسانی که منافع خاصی را دنبال می کنن سپرده بشه بلکه باید نوعی ماموریت مقدس تلقی بشه و و ما روزنامه نگارا باید بدانیم که ابزار قدرتمند ارتباطات به ما واگذار شده تا آن را در راه خیر و سعادت همگان به کار بگیریم

مردم می خوان بدونن که پشت تپه بعدی چه خبره  و دوست دارن از رویدادهای خارج از حیطه تجربه مستقیمشون باخبر بشن آگاهی از ناشناخته ها به مردم امنیت خاطر می ده پس طرف صحبتم با روزنامه نگارای عزیزه که به مخاطبانمون  وفادار باشیم و اخبار رو در کمال صحت و سلامت به گوش مردم برسونیم چرا که باید بدونیم ما خبرنگارا در مقابل شهروندای عزیز مسوولیم

باید همیشه یک قطب نمای اخلاقی رو در دست داشته باشیمو همیشه با صدای بلند از هم قطارانمون بخوایم که اینگونه عمل کنن رعایت اصول اخلاقی اولین اصلیه که باید در حرفه خبرنگاری به کار گرفته بشه اما متاسفانه به دلیل نبود یک اصول اخلاقی و یا قانون خاص در راه گزینش افرادی که در این حرفه مشغولند باعث می شه که بعضی افراد سودجو بدون داشتن هیچ گونه تعصب این حرفه مقدس رو به راحتی مورد سوء استفاده قرار بدن.

پس از شما همکاران عزیزم می خوام که با احساس مسوولیت در برابر وجدان خودمون  و با رعایت انضباط اخلاقی بیاییم  پاسدار منافع مردم باشیم

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 10:52 PM |

یادش بخیر دوستای قدیمی

 

امروز روز ششم نمایشگاه مطبوعات بود و من برای چهارمین بار بود که به نمایشگاه می رفتم ولی امروز با همه روزها فرق داشت به خاطر اینکه من سعادت داشتم چند تا از همکلاسی های دوره دانشگاه رو که خیلی با هم کل کل داشتیم ببینم به خصوص نوروزیان  این بچه موجود عجیبیه، نشد یکبار هم که شده ما همدیگر و ببینیم و مثل آدم با هم حرف بزنیم. آخه خیلی ادعاش می شه فکر می کنه که خیلی بارش در واقع یجورایی حسرت من می خوره چونکه هیج وقت نتونست مثل من باشه.البته اگه داری این مطلب رو می خونی باید بدونی که بازهم مثل همیشه دارم شوخی می کنم

 کلی از بچه ها و خاطرات دوره دانشگاه وسوتی های که از همدیگه می گرفتیم حرف زدیم یادش بخیر چه دورانی بود چه روزگاری اما حیف که گذشت

از همه مهمتر راهله یکی دیگه از دوستامو دیدم از دیدنش خیلی خوشحال شدم

|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 10:46 PM |

پاچه خواری

همه ما می دونیم مدیریت مسوولیت خیلی سنگینیه هر کس که این پست رو بهش می دند باید خیلی مراقب باشه که خطایی نکنه حق کسی رو ضایع نکنه  و خودش رو بسنجه ببینه که واقعا از پس این مسولیت تا چه حد بر میاد

در وهله اول باید افرادی رو که در اطرافش به کارهای مختلف می گماره ببینه آدمهای سالمی هستند یانه

اما متاسفانه می بینیم که مدیرای امروزی فقط به دنبال آدمهایی هستند که در پی مدح و ثناشون باشه تا در پی حل معضلات و مشکلات اطرافشون

نمی دونم این آدمهایی که دائم در حال پاچه خواری هستند خودشون خسته نمی شن من که از دور نظاره می کنم بعضی وقتها حالم بهم می خوره طاقت دیددنه این صحنه ها رو ندارم
|+| نوشته شده توسط گیتی صارمی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 4:26 PM |